سایت هلو، هلو سایت

یا ودود

هلو سایت ،
|
تجربه عضویت در باشگاه پنج صبحی ها رابین شارما

تجربه عضویت در باشگاه پنج صبحی ها رابین شارما

باشگاه پنج صبحی ها رابین شارما

آیا فرمول رابین شارما در کتاب باشگاه پنج صبحی ها کار میکند؟

برای فهمیدن این موضوع با من (اسکات بدگود) و هلو سایت همراه باشید

باشگاه پنج صبحی ها

رابین شارما از من می‌خواهد که ساعت 5 صبح از خواب بیدار شوم، او قسم می‌خورد که احساس انرژی و بهره‌وری بیشتری خواهم داشت. او به من می‌گوید که موتزارت، فرانک لوید رایت و ارنست همینگوی عادت کرده‌اند که زود برخیزند.

او قول می دهد که اگر هر روز ساعت 5 از خواب بیدار شوم و از فرمول 20/20/20 او پیروی کنم که او آن را “ساعت پیروزی” می نامد، زندگی من تغییر خواهد کرد. خلاقیت من افزایش می یابد، تناسب اندام من بهبود می یابد و به طور کلی احساس بهتری نسبت به خودم خواهم داشت.

اما در حال حاضر، ساعت 4:58 صبح روز پنجشنبه، تنها چیزی که احساس می کنم خستگی است!

یک عامل محرک مرا مجبور می کند از رختخواب گرمم بیرون بیایم: شانس اثبات اشتباه این مرد.

شارما، شخصی مشهور کانادایی و نویسنده بسیاری از کتاب‌های پرفروش از جمله راهبی که فراری خود را فروخت در سال 1996، احتمالاً اهمیتی نمی‌دهد که ثابت کنم اشتباه می‌کند یا خیر. اما من انجام می دهم. چند روز قبل از صحبت با او، کتاب سال 2018 او، باشگاه ساعت 5 صبح را مرور کردم. داستان به صورت تمثیلی بیان می‌شود، چهار شخصیت اصلی: طلسم‌گیر، مرد بی‌خانمان/میلیاردر، هنرمند و کارآفرین. در طول کتاب، هنرمند و کارآفرین با توجه به آموزه‌های شخصیت‌های طلسم‌ساز و میلیاردر، زندگی خود را تغییر می‌دهند. البته نکته اصلی دروس آنها این است که این دو باید ساعت 5 صبح از خواب بیدار شوند و روزهای خود را طبق فرمول های شارما تنظیم کنند!

کتاب باشگاه 5 صبحی ها

آغاز تست فرمول پنج صبح های رابین شارما

من نمی گویم که در مورد مزایای آن بدبین بودم، اما همه چیز کمی اغراق آمیز به نظر می رسید. مجبور شدم خودم تستش کنم وقتی ساعت به 5 صبح رسید، از رختخواب بیرون آمدم تا روزم را با فرمول 20/20/20 شروع کنم که قرار بود زندگی من را تغییر دهد. جایی که همه چیز شروع شد…

رابین شارما فرزند مهاجران هندی و کنیایی به کانادا است. او می‌گوید که از ابتدایی متواضعانه آمده است و ذهنیت مهاجری که بسیاری از افراد موفق را به پیش می‌برد، از همان دوران کودکی در او ریشه دوانید. او از دانشکده حقوق فارغ التحصیل شد و یک وکیل موفق در یک شرکت بزرگ در تورنتو شد.

شارما می‌گوید: «اما وقتی صبح از خواب بیدار می‌شدم و در آینه نگاه می‌کردم، از کسی که به من نگاه می‌کرد خوشم نمی‌آمد. من خیلی خالی بودم. اضطراب داشتم.»

او به آموزش روی آورد و این بار به مطالعه زندگی زنان و مردان بزرگ جهان پرداخت و به دنبال شناخت تاکتیک ها و روش های آنها برای اجرای آن شیوه ها در زندگی خود بود. از این دگرگونی اولین کتاب او به نام Mega living در سال 1994 بیرون آمد. علیرغم برخی مشکلات به عنوان نویسنده ای که اولین کتاب خود را میفروخت، شارما توانست نسخه های کافی از کتاب را بفروشد تا کار خود را به عنوان سخنران، نویسنده و گورو موفقیت شخصی آغاز کند. از آن موفقیت متوسط، شارما شروع به رویاهای بزرگتر کرد. کتاب دوم او، راهبی که فراری خود را فروخت، آتش گرفت و شارما را به شهرت جهانی رساند.

ناگهان، شارما مردی در اوایل 30 سالگی بود که با هزاران مخاطب در سراسر جهان صحبت می کرد. روال صبحگاهی او و زندگی منظمی که در دهه 20 او شکل گرفته بود برای کمک به او برای جلوگیری از مشکلاتی که بسیاری از مردم هنگام رسیدن به شهرت و موفقیت تجربه می کنند، حیاتی بود. ورزش کنید، فکر کنید، رشد کنید آیا فقط ساعت 5 صبح از خواب بیدار می شوید و قبل از هر یک از همکاران و رقبای خود شروع به دریافت آن ایمیل ها می کنید؟ آیا اینطوری پیش می روید و جلو می مانید؟

نه دقیقا.

فرمول 20 20 20

فرمول 20 20 20 چیست؟

شارما روال مفصلی را در کتاب بیان می کند و ادعا می کند که این چیزی است که به میلیاردرها، ورزشکاران فوق ستاره و سایر افرادی که در طول سال ها با آنها کار کرده کمک کرده است. در اینجا فرمول 20/20/20 شکسته می شود: 20 دقیقه اول روز شما برای ورزش عرق آور است. شخصیت «میلیاردر» شارما عمیقاً به این علم می‌پردازد که چرا عرق کردن و بیدار کردن ضربان قلب در صبح زود برای شما مفید است. به طور خلاصه، سطح دوپامین و سروتونین خود را افزایش می‌دهید و متابولیسم خود را شروع می‌کنید و در عین حال سطح کورتیزول را که اساساً یک هورمون استرس است، کاهش می‌دهید.

20دقیقه بعدی باید آرام‌تر باشد، به یادداشت‌برداری، مدیتیشن، برنامه‌ریزی، دعا یا تفکر اختصاص داده شود. این باید ذهن، قلب و روح شما را برای روزی که نوید پرتاب انواع سختی‌ها و استرس را به شما می‌دهد، در مکان مناسب قرار دهد. استفاده از این زمان برای ساکت بودن و بی حرکت بودن باعث افزایش قدردانی و شادی شما خواهد شد.

در حالی که قطعه تمرین بسیار خاص است و به تعبیر شارما، یک قطعه «غیرقابل مذاکره» از پازل 5 صبح است، بخش انعکاس به شما اجازه می دهد تا خلاقیت بیشتری را برای انجام کاری که برای شما راحت تر است انجام دهید. اما بخشی که شارما اصرار دارد باید در 20 دقیقه دوم شما گنجانده شود، ژورنال است. نوشتن اهداف، برنامه ها، تعهدات و چیزهایی که به خاطر آنها سپاسگزار هستید، روز شما را مثبت تر می کند.

20 دقیقه پایانی امکان سفارشی سازی بیشتر را فراهم می کند. دوره “رشد” برای شما باقی مانده است تا هر آنچه که دوست دارید یاد بگیرید. بنابراین اگر می‌خواهید به پادکستی درباره کارآفرینان موفق گوش دهید، یک کتاب عالی بخوانید یا روی زبانی که می‌خواهید یاد بگیرید کار کنید، همه اینها در این 20 دقیقه در جریان هستند. هدف این است که مغز خود را تحریک کنید و توانایی های فکری خود را بهبود بخشید.

باشگاه پنج صبح

خوب، همه چیز خوب و خوب است. اما شاید شما هم مثل من باشید. و به خود بگویی تو یک جغد شب هستی بهترین کار شما در همان ساعات خلوت ساعت 11 شب به پایان رسیده است. در ذهنم با وینستون چرچیل، یکی از پرکارترین نویسندگان و انسان‌ها مقابله می‌کنم که تا صبح زود می‌نوشت و مطمئناً تا حدود ساعت 11 صبح در رختخواب می‌ماند. برخی برای کلوپ 5 صبح ساخته شده اند و برخی برای کلوپ شبانه مناسب ترند.

اما، راستش را بخواهید، من مثل گذشته تا دیر وقت شب پربازده نبودم. در سال‌های دانشگاه و اوایل دهه 20 زندگی‌ام، الهام دیرتر می‌آمد، و من قهوه می‌خوردم و چیزی می‌نوشیدم. من یک بار در ساعت 3 صبح برای یک شغل که باعث تغییر زندگی من میشد درخواست دادم، اما به نظر می رسد آن روزها از من گذشته است. من نیاز به تغییر دارم…

بنابراین من اینجا هستم، سعی می کنم بفهمم چگونه از ساعت زنگ دار قدیمی خود در ساعت 4:58 صبح استفاده کنم، زیرا پیروی از طرح شارما به این معنی است که تلفن من در اتاق دیگری باقی می ماند. وقتی همسرم که تصمیم گرفت در این آزمایش به من بپیوندد، از رختخواب بیرون می‌روم. ما چیز زیادی به هم نمی گوییم. سگ‌های ما که از زنگ هشدار هیجان‌زده شده‌اند، با انفجاری انرژی وارد اتاق ما می‌شوند که به ما کمک می‌کند کمی بیشتر بیدار شویم. برای شروع تمرین به آشپزخانه می رویم. صادقانه بگویم، آسان تر از آن چیزی است که من انتظار داشتم. وقتی کفش ها را پوشید و گرم کردن شروع شد، مثل همیشه بیدار هستم.

تجربه پنج صبح…

بعد از تمرین، از هم جدا می شویم و صبحانه خود را می خوریم در حالی که 20 دقیقه بعدی خود را بی سر و صدا می گذرانیم. ما انتخاب می‌کنیم که دعا کنیم، در دفترچه مان یادداشت کنیم و کتاب مقدس خود را بخوانیم. این چیزی است که ما اغلب در مورد آن صحبت می‌کنیم که می‌خواهیم بیشتر انجام دهیم، اما زمانی که استرس‌های زندگی در ثانیه‌ای که معمولاً از خواب بیدار می‌شویم به ما وارد می‌شود، خیلی آسان است که 20 دقیقه از دعای روز را کم کنیم. سپس 20 دقیقه پایانی را صرف خواندن، یادگیری، گوش دادن به چیزهایی می کنیم که زندگی ما را بهبود می بخشد، یا روی کار های جانبی خود کار می کنیم.

ساعات طلایی باشگاه پنج صبحی ها

و اما ساعت پیروزی…

ساعت پیروزی کامل شد. و الان ساعت 6 صبح است، کار چند ساعت بیشتر نیست. حالا چی؟ اینجاست که ما مزایای بیشتری پیدا کردیم. به جای خوابیدن در ساعات 5 و 6 صبح، اکنون کاملاً بیدار بودیم تا از این زمان اضافی استفاده کنیم. همسر من یک نانوایی خانگی دارد و در طول شش ماه گذشته ساعات پایانی کار را صرف کرده است و هیچ وقت بعد از کار تمام وقتش وقت کافی برای تزئین کلوچه هایی که می فروشد نداشته است. من یک نویسنده هستم و هیچ وقت بعد از کار وقت ندارم چیزهایی را که می خواهم بنویسم بنویسم. در ساعت 6 صبح، هر دوی ما می توانیم کاملاً بدون حواس پرتی خود را وقف این چیزها کنیم.

مهم ترین اصل کتاب باشگاه 5 صبحی ها چیست؟

آنچه به نظر من حیاتی ترین اصل باشگاه 5 صبح است ممنوعیت وسایل الکترونیکی است. نه در اتاق خواب، نه به عنوان ساعت زنگ دار، نه به عنوان اولین چیزی که صبح به آن نگاه می کنید. بدون چک کردن ایمیل ها، توییت ها، اینستاگرام یا پیام های متنی. هیچکس نباید در ساعت 5 صبح به شما نیاز داشته باشد. تلفن و رایانه می توانند منتظر بمانند تا روز خود را به درستی شروع کنید. تمدید این ممنوعیت تا ساعت 7 صبح ساده و در عین حال جادویی بود.

اما نمی‌خواهم طوری رفتار کنم که این یک پیشرفت مداوم، راحت و اسان است. هر روزی که سعی می کردیم ساعت 5 صبح از خواب بیدار شویم، سخت بود. گاهی اوقات، ما کاملاً این کار را انجام ندادیم. آلارم ها را تنظیم کردیم، آنها را به تعویق انداختیم و ساعت 7 صبح از خواب بیدار شدیم، اما متاسفانه، آن ساعت های اضافی در روز را از دست دادیم….

باشگاه پنج صبحی ها رابین شارما

از شارما پرسیدم آیا تا به حال دکمه چرت زدن را می زند یا از واگن ساعت 5 صبح می افتد و باید به هدف بازگردد. بعد از 22 سال کامل کردن روال صبحگاهی اش به این نتیجه رسیدم که او حتی ممکن است مبارزات یکی از اعضای جدید باشگاه را درک نکند.

او گفت : من همیشه می لغزم فکر می‌کنم بیشتر مردم هم این کار را می‌کنند. یک بار خلبان یک هواپیمای کوچک به من اجازه داد کمی پرواز کنم، و در حالی که یوغ را در دست گرفته بودم، متوجه شدم که هواپیما دائماً توسط بادها از مسیر خارج می شود. هدف من این بود که مطمئن شوم در مسیر باقی می‌مانیم. این چیزی است که هر روز برای تک تک ما اتفاق می افتد. وسوسه ها و حواس پرتی وجود دارند که ما را از عادات و اولویت هایمان دور می کنند. هر روز صرفاً در مورد مبارزه با جریان های مخرب و بازگشت به مسیر است.

با آگاهی از اینکه حتی شارما هم می لغزد و بیش از حد می خوابد، برای من راحت تر بود که دوباره به مسیر برگردم و صبح روز بعد دوباره به باشگاه بپیوندم. من یک میلیاردر یا یک ورزشکار فوق ستاره یا ارنست همینگوی نیستم، اما احساس می کنم سازنده تر، هوشیارتر و آماده تر برای روزم هستم. شاید به همین سادگی باشد…

برای اطلاع از آخرین کتب ، پادکست ، مقالات و… بارگزاری شده در هلو سایت و دانلود ، اینستاگرام هلو سایت را فالو کنید

برای دیدن مقالات و کتاب های بیشتر کلیک کنید

برای خواندن مقالات انگیزشی بیشتر کلیک کنید

کپی همراه با ذکر منبع بلامانع است. هلو سایت

هلو سایت وب‌سایت

یک نظر

  • Good post. I learn something new and challenging on sites I stumbleupon everyday. Its always interesting to read articles from other authors and practice something from other sites.

  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.